برچسب: گریانم,
نویسنده: رها احمدپور
ز هر انگشت زیبایت ببارد
هنرهای نهان و آشکارا
یکی دردانه دارم من به قلبم
که باشد خوشدل و زیبا فریبا
ندارم من به دل درد و غمی چون
نموده قلب من پر گل چو صحرا
بر این لطف خدا من شکر گویم
که وصلش را نموده روزی ما
۱۳۹۶.۰۵.۱۶. ۱۲:۱۵. "یسار"
برچسب: نشانه,
نویسنده: رها احمدپور
برچسب: سخنها,
نویسنده: رها احمدپور
من آمده ام پیش تو آرام بگیرم
در کنج دلت عشق تو را وام بگیرم
از هرم نفسهای تو جانی به کف آرم
از روی تو می یک دو قدح جام بگیرم
جانم به لبم امده از دوری رویت
من آمدم از قند لبت کام بگیرم
روی تو بهشت است و دلت حوری و قلمان
من آمده ام از تو دلارام بگیرم
ناز نفست نغمه سازی بسرایم
من آمده ام تا زتو الهام بگیرم
۱۳۹۶.۰۵.۲۴. ۱۰:۰۰. "یسار"
برچسب: بگیرم,
نویسنده: رها احمدپور
من آتشی افروختم از آتش سودای دل
در دل چه سازم روز و شب از شور و از غوغای دل
هر روز من با یاد تو آغاز میگردد ولی
شب تا سحر چون بسپرم چشمی به خواب ای وای دل
من مست می بودم تو را دیدم شدم مست رخت
امروز من بی تو مباد ، ای وای بر فردای دل
هر شب به نغمه سر دهم ، تا عشق تو بر سر برم
هر جا تو هستی سرورم ، ای جان تویی سودای دل
۱۳۹۶.۰۵.۲۵. ۹:۴۷. "یسار"
برچسب: سلامت,
نویسنده: رها احمدپور